نواب ۴۴ ساله، با کوله باری از درد و رنج!

نواب فرزند اسماعیل مرد ۴۴ ساله است که از جریان جنگ های ۱۳۷۱ تا امروز زندگی اسفبار داشته ودر شهر کهنه کابل زندگی می کند. او که یکی از بازماندگان قربانیان و شاهد زنده این همه جنایت و کشتار است در مورد وضعیت زندگی خود و خانواده اش چنین می گوید:

پدرم در ریاست تخنیک کابل مستری بود. در ۳ میزان ۱۳۷۱ به طرف وظیفه خود روان بود که مورد اصابت راکت سکر از طرف چهارآسیاب که پایگاه حزب اسلامی گلبدین بود قرار گرفت. او با چند نفر دیگر که در موتر به طرف کار روان بودند به شهادت رسیدند. وقتی من خبر شدم به محل حادثه رفتم دیدم که پدرم به شهادت رسیده جسد او را به خانه انتقال دادم. می خواستیم که به دهمزنگ برده آنجا دفن کنیم، ولی برای ما اجازه ندادند.

نواب ۴۴ ساله، با کوله باری از درد و رنج!

چون شهر کهنه و اطراف آن در دست چند تنظیم بود. هر کدام این تنظیم ها وقتی در یکی از این مناطق حاکم شدند. اموال مردم را چورو چپاول کردند، همه مردم مجبور به ترک خانه های خود شدند، شهید دادند، زخمی شدند، خانه های شان را به آتش کشیده شد.

در کارته نو و دروازه لاهوری نیروهای گلیم جمع (افراد دوستم) مستقر بودند، در کوچه خرابات و چندول افراد حزب وحدت، در بالاحصار کابل حزب اسلامی گلبدین و در نزدیک پل آسمایی افراد شورای نظار مسعود حاکم بودند. وقتی از این مرز های شان می گذشتی، هر که ترا متهم به یکی از این جناح ها کرده و مورد ولت کوب قرار می داد. و یا هر چه نزدات می بود به زور می گرفتند.

بعد از مرگ پدرم فامیلم مجبور به ترک خانه شدند و به جای نسبتا امن کابل رفتند. به تاریخ ۸ میزان ۱۳۷۳ در حویلی ما راکت اصابت کرد که باز هم از طرف بالاحصار کابل شلیک شده بود. یک دست و پایم زخمی شد به بسیار مشکل خود را تا شفاخانه رساندم من تنها برای نگهداری خانه و اموال خود آنجا بودم. یک روز وقتی من با شوهر خواهرم برای خبر گرفتن خانه های ما دوباره برگشتیم، وارد حویلی خواهر خود شدیم که افراد دوستم در حویلی شان هستند و قالین خانه را چون کلان بود با برچه چهار حصه کرده بودند و با خود می بردند. ما را تهدید ولت کوب کردند که چرا آمدید. هر چه برای شان می گفتیم که خانه ما است قبول نمی کردند. وقتی به حویلی خود رفتم که هیچ چیز برای ما نماده بودند همه را افراد گلیم جمع با خود برده و خانه ما را آتش زده بودند.

بعد از گذشت سال ها در ۱۳۹۴ برادرم رشاد زمانیکه به طرف خانه خواهرم روان بود که در بی بی مهرو کابل انتحاری شد و برادرم شدیدا زخمی گردید. برای مدت سه ماه در شفاخانه ۴۰۰ بستر کابل به حالت کوما بستری بود، بعد از به هوش آمدنش در وضعیت خوب روانی نبود.

نواب ۴۴ ساله، با کوله باری از درد و رنج!

راحله خواهرم هم چند ماه قبل توسط شوهر و فامیلش زنده در مقابل دروازه حویلی اش سوختانده شد. بعد از تلاش های زیاد توانستیم که شوهراش را پیدا کنیم ، در محکمه ابتدایی حکم اعدام را صادر کردند، ولی مطمین نیستم که عملی شود چون در هر کار باید پول داشته باشی.

برای شنیدن صدای ما مردم غریب گوش شنوایی نیست که درد ما را درک کنند همه کسانی که در دولت اند به فکر جیب و زندگی خود هستند.

انجمن اجتماعی دادخواهان افغان
۶ حمل ۱۳۹۶(۲۶ مارچ۲۰۱۷)
  • شهید عبدالستار کلکانی  1.jpg
  • اجمل.jpg
  • 12.jpg
  • یمین.jpg
  • داکتران.jpg
  • selaman.jpg
  • 7.jpg
  • setayes_killed_in_iran.jpg2.jpg
  • داوود سرمد.jpg
  • صادق یاری.jpg
  • شهید ساحل.jpg
  • afghan_kids_killed_by_usa_in_kunar_7_april_2013.jpg
  • 13.jpg
  • شهید راضیه وزارت دفاع jpg.jpg
  • Template.jpg
  • قابله.jpg
  • 14.jpg
  • شهید محمد نبی سفید چهره.jpg
  • شهید احسان الله.jpg
Send Image