رونا ۲۵ساله یکی از قربانیان حادثه خونین چهارشنبه، دهم جوزا در چهارراهی زنبق کابل بود. گزارشگر انجمن اجتماعی دادخواهان افغان به دیدار خانواده اش رفته و پای صحبت پدرش می نشیند:

شهید رونا
شهید رونا

« رونا دخترم چهار سال قبل در بخش مالی شرکت روشن شروع به کار کرد. او از پوهنتون رنا رشته اقتصاد فارغ گردیده بود. رونا اولا دوم خانه بوده و خواهر بزرگترش قبلا عروسی نموده بود. سه برادر و یک خواهرش از او خوردتر اند همه محصل و متعلم مکتب می باشند، خودم بیکار هستم. همه مصارف خانه با معاش رونا دخترم تامین می شد.»

فامیل رونا در چهارقعله وزیر آباد در خانه کرایی و فقیرانه یکجا با همسایه دیگر زندگی می کنند.

پدر رونا با گلوی پر از بغض افزود:

« وقتی صدای انفجار را شنیدم به دخترم زنگ زدم ولی تلفن اش کار نمی داد. محل حادثه را فهمیدم، من و برادرش از خانه تا چهارراهی زنبق پیاده رفتیم در محل حادثه به ما اجازه ندادند، بالاخره چندین شفاخانه کابل را سر زدم و ساعت های ۳ عصر همان روز از شفاخانه جمهوریت جسداش را به دست آوردیم. دخترم رونا به دفتر کار خود رسیده بوده که انفجار شده، شیشه و دیوار اتاق کار بالایش ریخته و از ناحیه سر ضربه دیده، به شهادت رسیده بود.»

پدر رونا اضافه کرد:« دولت، دولت مردمی نیست که به فکر ما باشد که سر ما مردم غریب چی می گذرد، به فکر جمع کردن پول هستند و بس»

پدر شهید رونا گل احمد
پدر شهید رونا گل احمد

خیرالله فرزند محرم علی یکی دیگر از شهدای حادثه چهارراهی زنبق است.

شهید خیرالله
شهید خیرالله

خیرالله چهار فرزند دارد دو دختر و دو پسر؛ که فاطمه، ستاره، مصطفی و فریدون نام دارند. بزرگترین فرزند او فاطمه است که ۱۶ سال عمر دارد و خوردترین آن ستاره ۵ ساله است.

پدر خیرالله می گوید:

« پسرم در گلبهار سنتر برای ترمیم کردن وسایل برقی تعمیر گلبهار سنتر کار می کرد، همان روز صبح از خانه برای انجام وظیفه خود با پسرش مصطفی که در مکتب استقلال درس می خواند بیرون شدند که انفجار صورت گرفت، پسرم از چره که در سرش اصابت کرده بود جا به جا به شهادت رسیده بود.»

خیرالله در پهلوی مسؤولیت فرزندان و خانمش مسؤولیت پدر، مادر و خواهر خود را هم داشت که در خانه کرایی در منطقه چمندی کابل زندگی می کردند.‌ آنان در وضعیت بد اقتصادی بسر می برند. پس از حادثه پدر خیرالله از وضعیت خوب روانی برخوردار نیست.

 پدر شهید خیرالله وفرزندانش
پدر شهید خیرالله وفرزندانش

مصطفی پسر دوم خیرالله که با پدر خود در محل حادثه بود او چنین بیان داشت:

« من با پدرم در موترسیکل خود طرف مکتب روان بودیم، در نزدیک مکتب امانی رسیده بودیم که انفجار صورت گرفت، من و پدرم با موترسیکل یکجا به زمین خوردیم همه جا تاریک شد، من پدرم را گم کردم چند دقیقه بعد پولیس ها آمدند مرا به گلبهار سنتر بردند، چون آنجا دو کاکایم هم کار می کنند. در راه از پولیس ها پرسیدم پدرم کجاست؟ برایم گفتند که زخمی شده در شفاخانه است، ولی وقتی خانه آمدم دیدم پدرم شهید شده است. در مکتب استقلال شاگرد صنف سوم هستم و هر روز با پدرم به مکتب می رفتم.»

خانم خیرالله با چشمان پر از اشک گفت:

« باید تمام جنایتکاران محاکمه شوند و ما فامیل های شهدا یک روز نه یک روز انتقام خون شان را خواهیم گرفت.»

انجمن اجتماعی دادخواهان افغان
۲۲ سرطان ۱۳۹۶ _ ۱۳ جولای ۲۰۱۷
  • صادق یاری.jpg
  • شهید احسان الله.jpg
  • شهید عبدالستار کلکانی  1.jpg
  • 14.jpg
  • قابله.jpg
  • داوود سرمد.jpg
  • selaman.jpg
  • یمین.jpg
  • اجمل.jpg
  • setayes_killed_in_iran.jpg2.jpg
  • 13.jpg
  • afghan_kids_killed_by_usa_in_kunar_7_april_2013.jpg
  • 7.jpg
  • 12.jpg
  • شهید محمد نبی سفید چهره.jpg
  • داکتران.jpg
  • شهید راضیه وزارت دفاع jpg.jpg
  • شهید ساحل.jpg
  • Template.jpg
Send Image